Saturday, January 1, 2011

Gamma Amino Butyric Acid


امشب کسی می خواند.پرنده ای، غوکی، لولای زنگ زده ی کهنه دری .زمزمه های یک جغد پیر شاید.حواس ِ بی خیال من بی اعتنا تر از آن است که نوازنده را بیابد.
هوای کپک زده ی زیرزمین ذهن مغ در حال مرگ. بدن لغزان و پرپیچ و خم خزه ای که سنگ قبر یک فاحشه را در آغوش گرفته. یک کندی اسرارآمیز: به یادآوردن خرید اولین " تخته رنگ " .پالت کوچک سفید پلاستیکی ؛ نخستین رنگ : سیاه .
گااااااااااباااااااااا .
زنی می گفت : اینجا یک فضای خالی است. و سرگشته می چرخید و می گفت.
انعکاس نور از پولک های "توتو" ی کوچک من.
سلول های یک مغز کم تحرک : جالب بود.
فریاد در حجم خالی جمجمه ی من : گاااااااااااااااااااباااااااااااااااااااااااا
نرمی لاشه ی یک گربه ی مرده .
هوس دیدن یک دریا خون.
رکود عجیبی که در نورون های انگیزشی گره های عصبی یک زنبور خردسال می پیچد.
داغی جونده ای که ازتصور جویدن سبیل های آن مرد میانسال در شکم وول می خورد.
امشب هیچ اتفاقی نمی افتد. میل ها ی بافتنی هیچ مادربزرگی در هوا پیچ و تاب نمی خورد. LD90 ِ زاناکس در هیچ فارماکوپه ای دیده نمی شود.
ابر و باد رنگ های مانیکور ناخن یک من. این همه سکوت تنها می تواند یک معجزه باشد.
کاش و کاش و کاش.
باز و بی حرکت ومترشح و متعفن : هوس انگیز در چشمان یک مَرد .
گابا
فعلا کسی به رموز واژگان نقطه ای تو توجه نمی کند.

No comments:

Post a Comment